سایه 341
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 18:27
تولدت مبارک نشد جواد...
سایه ۳۴۰
-
تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 1:00
دوستان عزیزم،کانال تلگرام بلاگ، ایجاد شد.@cafeshadowموفق باشید
سایه 338
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 16:29
- چی شد؟- کنسل شد کامی، شدم جنس مرجوعی- یعنی چی؟- گفت یه هفته صبر کنیم...- صبر میکنیم. فوتبال هم میبینیم. دوشنبه.- باشه. نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد 1396ساعت 14:05 توسط کامیاب نظرات (0)
سایه 339/ روز نوشت 4
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 16:29
دو روز پیش تکفیریها به مجلس و حرم امام حمله کردن داعش گردن گرفت. سر جمع 17 نفر شهید شدن... امروز فرماندشون کشته شد. اطلاعات گفت اثار داعش از کشور پاک شد پ.ن: یه عده الاغ هم گفتن کار خودی هاست...
سایه 337
-
تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 7:52
تازیانه ای میان دو شانه ام میتازاند روحم را... میچشاند طعم گناهانی را که نچشانده است به دیگران... چه حسابیست نمیدانم... پ.ن: فرصت زیادی باقی نمانده...
سایه 334
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 23:37
چند بار، آه کشیدیم...؟آنگونه که دل شنید...
سایه 335
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 23:37
هنر ریاضی نیست.هنر منطق نیست.هنر تنها دنیاییست که حتی اشتباههات بزرگ میتوانند معانی عمیق پیش بینی نشده ای در بر داشته باشند. نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد 1396ساعت 14:54 توسط کامیاب نظرات (0)
سایه 336
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 23:37
به آنکس که صدایم میزد گندم:همین حوالی هستم، و حال فکر میکنم تو که حقیقی ترین تریستانای دونلوپ بودی...مجازیترین دونلوپ بونوئل... نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد 1396ساعت 14:57 توسط کامیاب نظرات (0)
سایه 328
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
مرگ یعنی وقتی،درون واژه هایم بدنبال خودم میگردی...
سایه 329/ روزنوشت 2
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
روز گذشته پس از مدتها علی را برای اولین بار بعد از تصادف دیدم. لاغر شده بود و با لبخندی کمرنگ از من استقبال کرد و نمیشد با این سخاوت او به سادگی کنار آمد. تا ساعت 3 پس از نیمه شب از قدیم گفتیم و خندیدیم و گاهی گریستیم، به بهانه های واهی تا که د
سایه 330
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
هربار که به میان ادمها میرومبا انسانیت کمتری به خانه باز میگردم...
سایه 331
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
گاهی احساس میکنم قطعه ای نامتجانس در پازل این دنیا هستم که هرچه میگردم نمیتوانم جایگاه خود را بیابم. شاید دوست روانشناسم مرا به بحران هویت در سی سالگی اشاره دهد. با وجود این تالم نمیتوانم بگویم که احساسی غیر از این میتواند خوشایندتر باشد. ولی دوست دا
سایه 332/ روز نوشت 3
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
شنبه ای که گذشت به محفلی رفتم که برخی از آنها را از چند سال پیش میشناختم. داستان نویسانی که برخی آرزوی نوشتن را به دوش کشیده بودند و برخی هم آرزویشان را با چاپ چند داستان تا حدودی به وصال مبدل ساخته بودند و البته ساسانی و احمد زاده که هرکدام رم
سایه 333
-
تاریخ: 1396/2/18 ساعت: 3:17
به ف.م:تو رسمی ترین صمیمیتی بودی که میشد دید...
سایه 327/ روز نوشت 1 (اولین جلسه نقد سال)
-
تاریخ: 1396/1/22 ساعت: 6:10
جلد قرمز رنگ کتابی از سامراست موآم را که بتازگی خریداری کرده بودم وارسی میکردم تا بهانه ای برای فرار از شنیدن داستان طولانی ابراهیم گلستان داشته باشم. اگرچه نمیشد براحتی از آغوش گرم خبرنگاری که برای نرمی بدن دخترک روس مهیا شده بود و عاقبت کم کام (کمی بیشتر از ناکام) پایان یافت، فرار کرد. سپس چند سطر
سایه 326
-
تاریخ: 1396/1/17 ساعت: 22:31
سال جدید شروع شدعادی تر از همیشه... سردتر از هرسال...سال نو مبارک
سایه 316
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 5:53
حذف شد
سایه 317
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 5:53
از این پس با هر باران پاییزی اشکهایم را خواهی یافت،و غرق در قصه دیگری خواهی شد...
سایه 318
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 5:53
بیا...به رویای برهنه ام بیا...
سایه 319
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 5:53
فرشته ناجی من هم اسیر بود...تنها زنجیرش، قدری از زنجیر من بلندتر بود...